تبليغاتX
سرگشتگی ها - بعد از ظهرهاي نويسنده غير وابسته

سرگشتگی ها

باز اندیشی در ادبیات و فلسفه - فرشيد فرهمند نيا

1
ايشمايل ريد يكي از برجسته ترين و خلاق ترين چهره هاي ادبيات آفريقايي ـ آمريكايي پس از نسل بزرگاني چون رالف اليسون ، اميري باراكا و ساموئل دالني محسوب مي شود .
او در سال 1938 در تنسي به دنيا آمد اما در بوفالوي نيويورك بزرگ شد . در جواني به علت احتياجات مالي ، تحصيلات را رها كرد و بدون كسب مدرك به دنبال كار رفت . او پس از مدتي توانست به عنوان خبرنگار در هفته نامه امپاير استار مشغول به كار شود و همزمان براي برنامه هاي راديوي محلي ، گزارش تهيه مي كرد اما بعد از انجام مصاحبه اي با مالكوم ايكس ، رهبر جنبش سياهان ، از اين كار اخراج شد.
ايشمايل ريد در فعاليت هاي ادبي و سياسي گسترده اي مشاركت داشته است ، از جمله عضو اصلي كارگاه نويسندگي سايه (Umbra) ـ تشكل نويسندگان سياهپوست ـ بود كه هدف آن پي ريزي نوعي زيبايي شناسي سياه عنوان شده بود .
ايشمايل ريد خاطرات اين مرحله پرجنب و جوش از زندگي خود را در كتابي به نام شرووتايد در نيواورلئان قديم ( 1978) نقل كرده است .
حوزه فعاليت هاي نوشتاري وي بسيار گسترده است و از شعر و رمان و نمايشنامه تا مقالات سياسي و سفرنامه و اپرا را در بر مي گيرد . او بارها نامزد وبرنده جوايز مهمي چون پوليتزر و جايزه ملي كتاب آمريكا بوده است .

2
ايشمايل ريد ، اولين رمان خود را با نام نعش كش هاي نويسنده غير وابسته در سال 1967 منتشر كرد . اين رمان اثري بسيار متفاوت و هوشمندانه بود كه به نوعي بيانيه ادبي نويسنده محسوب مي شد .
بسيار گفته شده است كه مشخصه آثار ريد ، بكارگيري هجو و پارودي و به چالش گرفتن قراردادهاي مرسوم ادبيات است ، اما ريد نشان داده است كه اين هجو و كنايه ها را حتي مي توان در مورد سنت ادبي سياهان نيز به كار برد و بدون مصلحت جويي با ادبيات برخورد كرد. كما اينكه اولين رمان ريد ، هجويه اي است از رمان معروف مردنامرئي اثر نويسنده شهير سياهپوست ، رالف اليسون .
نعش كش هاي نويسنده غير وابسته ، ماجراي فردي به نام بوكا دوپي دوك است كه در كشوري به نام هري سام كه تحت حاكميت ديكتاتوري به نام هري سام قرار دارد ، انقلاب به راه مي اندازد .
به نظر ايشمايل ريد ، نويسنده خوب ، در نهايت نويسنده اي آزاد و مستقل است و نمي توان او را در طبقه بندي هاي رايج گنجاند . او حتي خودش را هم ريشخند كرده است و مجموعه شعري دارد به نام شاعر منفعل (1978) كه در آن مواضع خود را با ديدي انتقادي و هجو آميز مورد بررسي قرار داده است .
جسارت و افشاگري هاي ريد ، به مذاق خيلي ها خوش نمي آيد ، چه سفيدپوستان افراطي و چه سياهان محافظه كار .
او در دو كتاب دو ها و سه هاي هولناك (1982) فراگير شدن حرص و طمع عمومي و نژادپرستي دوره ريگان و نيز برتري طلبي جريان بنيادگراي سفيد پوست مسيحي را مورد انتقاد قرار داده است و از سوي ديگر در كتاب تهويه رختشويخانه كثيف (1993) عليه جريان هاي محافظه كار و يا كينه جويانه سياهان افشاگري كرده است .
با اين احوال ، جاي واقعي ايشمايل ريد كجاست ؟ آيا او را مي توان در سنت ادبي سياهان قرار داد ؟ يا او منتقدي است كه هيچ حد ومرزي نمي شناسد ؟

3
به هر حال ، ريد يكي از سرسخت ترين مبارزان عليه كانون هاي اقتدار سفيد پوستان و سلطه يكجانبه زيبايي شناسي آنها است . چرا كه نقش سياهان در شكل گيري ادبيات كلاسيك آمريكا همواره ناديده گرفته شده است .
او از مفهومي به نام سياهي سياهي ( blackness of blackness ) ياد مي كند . مفهومي كه قابل تعريف و طبقه بندي نيست و نمي توان آن را صرفا بر اساس رنگ پوست و چهره تعيين كرد . به نظر ريد ، عنصر سياهي ، سرشت نفوذپذير و تركيبي هويت و تجربه آمريكايي را نشان مي دهد .
مفهوم ديگر مورد نظر ايشمايل ريد ، زيبايي شناسي هودو ايسم جديد ( Neo hoodooism ) است .
او اين مفهوم را استعاره اي از درك و دريافت خود از ادبيات مي داند و آن را در مقابل مدل هاي يهودي ـ مسيحي مسلط بر ادبيات آمريكا قرار مي دهد .
هودو يا وودو ، سنت بومي و آييني آفريقايي است كه مبناي آن ، شهود ، جادو و غيب گويي است و اين همان نگرشي است كه استعمارگران همواره با خردگرايي جزمي و نظامي گري به سراغش رفته اند .
در اكثر آثار ايشمايل ريد ، ردپاي هودوايسم جديد را مي توان يافت . اما شايد مهم ترين تجلي آن ، در بزرگ ترين و عجيب ترين رمانش ، يعني اوراد جادويي ( 1972) باشد .
درون مايه اين رمان كه خود تركيبي است از ژانرهاي تخيلي ، ماجرايي ، كارآگاهي ، همان هودو و جادوي سياه و از سايه بيرون آوردن نغمه ها و نگاه هاي مخفي سياهان در حاشيه مانده مي باشد .
ريد با بهره گيري از همان طنز و پارودي هميشگي و فولكلور غنايي فرهنگ آفريقايي ، چنان با مهارت عناصر و ماجراهاي ناجور و غيرهمزمان را هماهنگ و همزمان مي كند كه حاصل كار اثري جادويي و حيرت انگيز از آب در مي آيد .
شيفتگان اين رمان ، آن را اثري انقلابي ، سرزنده و ساختارشكني پيكارسك هاي پر ماجرا مي دانند و به عنوان طليعه نوعي آگاهي عميق نسبت به كهن الگوهاي اسطوره اي سياهان آن را ستايش مي كنند و در مقابل منتقدان آن ، مي گويند كه اين رمان هذيان هاي يك ذهن آشفته است .
فردريك جيمسون اين رمان را بسيار تحسين كرده است و معتقد است كه هدف ريد ، مبارزه از طريق تاكيد بر تصادف ، خودانگيختگي و غريزه است كه تنها راه ابرازشان ، ايجاد موقعيت هاي تصادفي و احتمالات بي شمار و عدم قطعيت است .
جيمسون پايان باز ( يا بي پاياني ) اغلب رمان هاي ايشمايل ريد را نيز از همين زاويه بررسي مي كند اما مايكل كوك نويسنده كتاب ادبيات آفريقايي ـ آمريكايي در قرن بيستم معتقد است كه اين بي پاياني ، نشان دهنده حس ترديد حاكم بر آثار ريد است و دو رگه بودن او ، سرچشمه اين ترديد و دودلي است .
اميري باراكا گفته است كه ايشمايل ريد ، سنت ادبي سياهان را به كار مي گيرد تا همزمان آن را نفي كند و ارتقا بخشد ، پس كار او را مي توان همان متغير ( changing same ) ناميد .
به هر حال رمان اوراد جادويي ،‌ اين سمفوني رنگارنگ ادبي ، ساختارشكني تمدن غرب و حافظه فرهنگي ـ ادبي اش محسوب مي شود :
به آنها نگاه كن ! درست به آنها نگاه كن ! كه اينطور در اين مسير جست خيز مي كنند . در اين مسير كه من ، عضلات من ـ سنگ ـ ، ستون فقرات من ـ گچ ـ ، كمر من ـ كاغذ هاي رنگي ـ ، مانند يك ارباب كر ولال ايستاده بودم. اگر من نتوانم برقصم ، هيچ كس نمي تواند .
( اوراد جادويي صفحه 32)

4
يكي ديگر از رمان هاي موفق ايشمايل ريد ، دو دستگي در يلوبك راديو ( 1969) است .
اين رمان شرح ماجراهاي يك گروه سيرك سيار در اروپاي قرون وسطي است . قهرمان داستان ، پسربچه اي است به نام لوپ گارو كه سياهپوستي باهوش و ماجراجوست . او و ساير اعضاي گروه سيرك ( يك تبليغات چي سيرك ، يك خرس رقصنده 86 كيلويي و ... ) در جستجوي رييس گروه كه گم شده است ، عازم شهر يلوبك راديو مي شوند . باز هم شخصيتي به نام هودو ـ وودو در اين گروه وجود دارد كه شاهزاده اي است از نيواورلئان كه جادوگري بلد است و او را از كليسا بيرون انداخته اند (اشاره اي شايد به خود ايشمايل ريد ) .
آنها پس از رسيدن به آن شهر ، در مي يابند كه رييسشان مرده و از درختي آويزان شده است . جنازه او را به خاك مي سپارند و در شهر اقامت مي كنند ، اما به زودي مي فهمند كه همه بزرگسالان از اين شهر رفته اند و شهر در كنترل بچه هاست .
ضدقهرمان داستان ، دراگ گيبسون ، آب شهر را با موادي روانگردان مسموم كرده است كه باعث مي شود مردم از كودكانشان بترسند و فرار كنند و شهر را به گيبسون تسليم كنند .
لوپ گارو و دوستانش با با هجوي تمام عيار وارد اين ماجرا مي شوند و با گيبسون مقابله مي كنند .
ريد در اين رمان نيز ، بي معنايي نژادپرستي و آسيب هاي ناشي از طبقه بندي جوامع به حاشيه و متن را مورد تاكيد قرار مي دهد .
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 22:39  توسط فرشید فرهمند نیا  |