برازنده ، شاد
برازنده ، شاد ، بسيار سازنده ، آسوده ، زياد نمي نوشد .
با تمرينات منظم ژيمناستيك ، سه روز در هفته .
برخورد خوب با همكاران ، همراه با تساهل .
خوب مي خورد ، شام مايكروويو و چربي اشباع شده كمتر .
يك راننده خوب صبور ، يك ماشين ايمن ، بچه روي صندلي عقب ماشين لبخند مي زند .
خوب مي خوابد ، كابوس ندارد ، پارانويا ندارد .
مواظب تمام حيوانات هست ، با فشار آب عنكبوت ها را توي گودال نمي اندازد .
با دوستان قديمي اش در تماس است ، هميشه از يك نوشيدني لذت مي برد .
مرتبا حسابش را در بانك چك مي كند .
علاقمند به علاقمندي ها ، خواهان عشق اما نه درگير آن .
حشرات را نمي كشد و آب جوش روي مورچه ها نمي ريزد .
ماشينش را كارواش مي برد ، خصوصا يكشنبه ها و از تاريكي شب و سايه هاي روز نمي ترسد .
درست گام بر مي دارد ، آرام و حساب شده ، شانس فرار ندارد .
مشغول ، علاقمند ، اما ناتوان است .
يك عضو سرسپرده و آگاه جامعه است ، پراگماتيست است نه ايده آليست .
جلوي جمع گريه نمي كند ، كمتر مريض مي شود .
هنوز ماچ هاش با آب دهان همراه است ، كمتر چون گربه اي خطاكار تهي مغز و عصباني است.
در زمستان يخبندان رانندگي مي كند و مي تواند به ناتواني بخندد .
كاملا شاد ، برازنده و سازنده ، يك خوك در قفس آنتي بيوتيك ها .
ترجمه : فرشید فرهمندنیا
