تبليغاتX
سرگشتگی ها - و اما لو رید :

سرگشتگی ها

باز اندیشی در ادبیات و فلسفه - فرشيد فرهمند نيا

 

1-         روز کامل

 

چه روز کاملی !

نوشیدن سانگریا در پارک

و کمی بعد

هوا که تاریک شد

به خانه می رویم .

 

چه روز کاملی !

حیوانات در باغ وحش می چرند

کمی بعد

یک فیلم ، و بعد خانه .

 

آه ، چه روز کاملی بود

خوشحال بودم که آنرا با تو می گذراندم

آه ، چه روز کاملی

تو باعث می شدی که ادامه بدهم

تو باعث می شدی که ادامه بدهم

چه روز کاملی !

مشکلات رهایمان کردند

آخر هفته مال خود ما بود

چه با صفا !

 

چه روز کاملی !

باعث می شدی خودم را فراموش کنم

گمان می کردم کسی دیگرم ، انسانی خوب

 

آه ، چه روز کاملی !

خوشحال بودم که آن را با تو می گذرانم

آه ، چه روز کاملی !

فقط تو باعث می شدی که ادامه بدهم

فقط تو باعث می شدی که ادامه بدهم

 

درست همانچه را که می کاری ، برداشت می کنی

 درست همانچه را که می کاری ، برداشت می کنی

 

 

2-  این لحظه جادویی

 

این لحظه جادویی

متفاوت و بی سابقه

اما مثل باقی لحظه ها

تا وقتی که تو را بوسیدم

 

وقتی این اتفاق افتاد

حیرت زده شدم

با نگاهی به چشمانت

فهمیدم که تو هم حس کردی

 

شیرین تر از شراب

لطیف تر از نیمه شب تابستان

هر چه می خواهم دارم

تا وقتی که تو را تنگ در آغوش دارم

 

این لحظه جادویی

هنگامی که لبهایت به لبهایم نزدیک است

برای ابد طول خواهد کشید

برای ابد ، تا پایان زمان .

 

آه ، آه ، آه 

 

شیرین تر از شراب

لطیف تر از نیمه شب تابستان

هر چه می خواهم دارم

تا وقتی که تو را تنگ در آغوش دارم

 

این لحظه جادویی

هنگامی که لبهایت به لبهایم نزدیک است

برای ابد طول خواهد کشید

برای ابد ، تا پایان زمان .

 

آه

این لحظه جادویی !‌

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 0:11  توسط فرشید فرهمند نیا  |