ادبیاتی که از دل های مردم عقب بماند نمی خواهم ، نوشتنی که به پای رزم و شور عاشقان نرسد نمی خواهم.
نوشته های پرشور و نگاه های سبز ما که از عهده آن سیاهی فراگیر بر نیامد . دیگر چه بنویسیم ؟ نوشتن از جنس ادبیات چاره ای ندارد که به افق های آینده چشم بدوزد و خود را به فردا منتقل کند . فعلا بهتر که فقط اطلاع رسانی کنیم و خبر دهی . خبری که خود می تواند مصداقی برای مرگ باشد نه آن طور که شاعران خوش خیال کهن ما گفته اند : هر که را افزون خبر جانش فزون .
به شخصه معتقدم اگر تمام شاعران و مورخان و سلاطین اعصار گذشته این سرزمین ، می توانستند آنچه را بر ما می رود ببینند ، شرمسار می شدند و بالکل حرف های خود را پس می گرفتند .
چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما / ای جوانان عجم جان من و جان شما
غوطه ها زد در ضمیر زندگی اندیشه ام / تا به دست آورده ام افکار پنهان شما
بیانیه میرحسین موسوی در محکوم کردن کشتارها
میرحسین: عاملان تقلب و بلوا، کمترین شناختی نسبت به حقیقت اعتراضات مردم ندارند
نامه دوم محسن رضایی به صادق محصولی
نامه سرگشاده مهندس میرحسین موسوی به شورای امنیت كشور درباره اقدامات غیرقانونی لباس شخصی ها
بيانيه جمعی از اهالی هنر و فرهنگ
صندوق آرا به جای فرمانداری سر از منزل مسکونی در آورد!
حسین حسین شعار ماست / شهادت افتخار ماست